همه ی مردم همواره در عقاید، دیدگاهها و نظرات خود با دیگران متفاوت هستند و هیچ کس مثل دیگری نیست. امّا این دلیل نمی شود قادر به تعامل و ارتباط با دیگران نباشیم. در اینجا به شرح نکاتی می پردازیم تا با رعایت آنها بتوانیم براحتی به عقاید دیگران احترام بگذاریم و خود را با آنها وقف دهیم.
نکات لازم:
گام اوّل:
هرچه قدر هم که به صحّت گفته خود اطمینان دارید، قبل از اینکه حرفی بزنید، خوب فکر کنید. اگر احساس می کنید هیچ نقطه مشترکی از نظر فکری با نفر مقابل خود ندارید، بازهم در نهایت ادب و متانت تعامل کنید.
گام دوّم:
سعی کنید با وی همفکری کنید یا حدّاقل به نوعی وانمود کنید که او را درک می کنید. خود را جای دیگری بگذارید. با خود بگویید: “اگر من افکار او را داشتم، زندگی و دنیای من چه فرقی داشت و چطور بود؟”، با ادای این جمله در ذهن خود، می توانید افکار، احساسات و اعمال وی را بهتر درک کنید.
گام سوّم:
صولا” جمله ” احترام گذاشتن به عقاید دیگران ” رو برامده از تفکر فرصت طلبانه میدانم و انرا باطل تلقی میکنم ، اما در صورتیکه با شخصی از نظر دیدگاه اعتقادی متفاوت باشم دو حالت برخورد را پی خواهم گرفت :
۱ ) اینکه مطمئن باشم ( بشوم ) عقاید او به جامعه (یا حتی بخشی از جامعه ) لطمه ای نخواهد زد که در اینصورت می توان نسبت به ان بی تفاوت وحتی سکوت کرد.
اسلام، حفظ احترام پدر و مادر را به حدی واجب می داند که حتی کوتاهی والدین در تربیت فرزندان و ناصالح بودن آنها را نیز، بهانه ای برای بی ادبی و شکستن حرمت آنان قرار نداده است، چنان که امام باقر علیه السلام در این باره می فرماید: «خداوند، اجازه ترک رفتار نیکو با پدر و مادر را نداده است، خواه صالح باشند و یا ناصالح».
ناگفته نماند والدینی که در امر تربیت فرزندان شان کوتاهی کرده اند، بهتر است این نکته را به خاطر بسپارند که با
مشاهده رفتاری به دور از ادب و احترام از اینان، ابتدا باید از خود بازخواست کنند و شخصیت خویش را کمال بخشند.
آیت الله مظاهری در درس اخلاق خود گفت: درسورۀ معارج دستورالعملی داده شده است. هرچه تهذیب نفس مشکل است این دستورالعمل آسان است. خدا وعده داده است اگر کسی به این دستور عمل کند، خدا معلم اخلاق او می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، آیت الله مظاهری در درس اخلاق اخیر خود مطالبی بیان نموده که متن آن برای علاقمندان در پی می آید.
از بحثهای گذشته فهمیدیم که هدف از خلقت انسان اینست که به مقام خلیفة اللهی برسد. و وقتی میتواند این صفت را کسب کند که با ارادۀ خود درخت رذالت را از دل بکند و درخت فضیلت به جای آن بکارد. مواظبت کند که ریشه دار و شاخه دار و میوهدار شود و از میوۀ آن هم خود استفاده کند و هم دیگران. و به قول قرآن مصداق شجرۀ طیبه شود.
از بحثها فهمیدیم که رسیدن به این مقام خیلی مشکل است، بلکه اگر فضل خدا و کرم خدا نباشد، محال است. لذا باید فضل و رحمت خدا را به دست بیاوریم.
«وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیكُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَكى مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً وَ لكِنَّ اللَّهَ یزَكِّی مَنْ یشاءُ» [۱]
حال چه کنیم که خدا معلم اخلاق ما شود؟ !
گفتم در سورۀ معارج دستورالعملی داده شده است. هرچه تهذیب نفس مشکل است، این دستورالعمل آسان است و خدا وعده داده است که اگر کسی به این دستورالعمل عمل کند، خدا معلم اخلاق او میشود و این با تلاش و کوشش خود میتواند آدم شود. دستورالعمل پنج گانه است که راجع به اول آن مقداری صحبت کردم و آن مواظبت از نماز است. نمازهای واجب در اول وقت و با جماعت و با حضور قلب و با تعقیب و بالاخره اهمیت دادن به نماز، نظیر امیرالمؤمنین شود. لیلةالحریر در جنگ صفین، سختترینِ شبها بود. تیر مثل باران میبارید. اما موقع نماز شب مولا امیرالمؤمنین «سلاماللهعلیه»، سجاده را در میان دو لشگر انداختند و امیرالمؤمنین نماز شبشان را خواندند. پس باید نماز اول وقت باشد و موقع نماز همۀ کار تعطیل باشد جز نماز و اگر العیاذبالله تسامح و تساهل در نماز شود، ولو اینکه نماز میخواند، اما تسامح و تساهل دارد، قرآن میگوید: وای به تو. معلم اخلاقت نمیشود و وای به تو!
«فَوَیلٌ لِّلْمُصَلِّینَ، الَّذِینَ هُمْ عَن صَلَاتهِمْ سَاهُونَ» [۲]
راجع به نماز یک جلسه صحبت کردم و چون بحث ما نیست به همان مقدار کفایت شد.
مهارت های کسب تحمل افکار دیگران
1- خودشناسی : رسیدن به خودشناسی کار دشواری است و تقربیا هرکسی
می پذیرد که خود شناسی یک خصیصه ی مثبت و جدایی ناپذیر از زندگی است .
برای این که بتوانیم در محیط مدرسه افکار دیگران را تحمل کنیم باید تلاش کنیم
خودمان را بشناسیم .
2- شناخت ویژگی های شخصیتی همکاران ، کارکنان مدرسه و دانش آموزان
3- تکیه بر حواس پنج گانه ( پنج گوهر ارزشمند که خداوند به همه موجودات عنایت فرمودند )
4- تغییرات مثبت را در دیگران بپذیریم.
5- از تأثیر انتظارات دیگران بر انتخاب اهدافتان آگاه باشید و آن را کنترل کنید .
6- در مورد اهداف خود با دیگران صحبت کنید .
7- رسیدن به خود باوری
منبع : 100 ایده برای رشد تفکر در مدارس ابتدایی
( فرد سجویک ، ترجمه نورعلی خواجوند )
رکن اساسی آئین اسلام ، و حقوق شهروندی آن که در تمامی عرصه ها اثر خود را میگذارد، اندیشه ناب و کامل توحید است. از دیدگاه اسلام، نه تنها خداوند متعال خالق هستی است (توحید در خالقیت )؛ بلکه همو به تنهایی و بدون هیچ شریکی جهان را تدبیر میکند (توحید در ربوبیت تکوینی) و نیز قوانین حاکم بر شهروندان و جوامع بشری را وضع می کند (توحید در ربوبیت تشریعی ) و شهروند مکلف است که تنها از دستورات و قوانین او اطاعت کند (توحید در عبودیت ) تا بتواند شهروندی نمونه برای باری تعالی بوده و با عمل به حقوق شهروندی که از طرف شارع مقدس وضع شده سعادت دنیا و آخرت خود را تضمین نماید.
پیامبر اکرم (ص) که به عنوان نماینده خدا بر زمین است که نقش مهمی در ترویج و تاسیس حقوق شهروندی داشتند. بنابراین این سوال مهم پیش میآید که نقش اخلاق تربیتی پیامبر در ترویج حقوق شهروندی چه بود؟ پیامبر اکرم بعد از هجرت به یثرب، «مدینة النبی» را تأسیس کرده و حقوقی را برای شهروندان تاسیس نموده و با گفتار، منش و رفتار کریمانه خود به ترویج این حقوق پرداختند.
حقوق شهروندی به منظور ایجاد توازن در شخصیت، آسایش خاطر و اجتناب از مورد سوء استفاده قرار گرفتن و نادیده گرفته شدن انسانی توسط دیگران، بسیار حیاتی می باشد. و انتخاب ها، رفتار، ارزش ها و نیازهای مشروع و به حق انسانها را روشن می گرداند. هیچ اهمیتی ندارد که انسانها در چه سن و سال و موقعیتی باشند، همه افراد ارزشند و قابل احترام می باشند. با توجه با اهمیت بحث، این نوشتار با عنوان «نقش اخلاق پیامبر در ترویج حقوق شهروندی» به روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی نگاشته می شود و سعی میکند رفتار و اخلاق پیامبر را در ترویج حقوقی مثل حق علم آموزی، عدم تفتیش عقاید، تساوی ن و مردان و. که از اصول قانون اساسی و از حقوق شهروندی ایران می باشد، روشن سازد.
در لغت عربی برای حق و همچنین
اخلاق خوب یکی از عوامل موفقیت هر فردی در جامعه است. انسان های خشن و بد اخلاق تنها و بدون دوست می مانند. پیامبر اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله هدف از بعثت و رسالتش را تکمیل اخلاق و ارزش های انسانی می داند. «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ»(بحار الانوار، ج67، ص 372)
لینک ، عکس ، تصویر با موضوع پست مربوطه استفاده شده
تأمین سعادت خانواده به شناختی جامع و فراگیر نیاز دارد تا بتوان در پرتو آن، عوامل سعادت آفرین خانواده را فراهم کرد. این عوامل در حقیقت زیربنای خوشبختی خانواده به شمار آمده، سلامت روحی و اخلاقی اعضای خانواده را تأمین می کنند و نبودن هر یک از آنها در سستی ارکان سعادت خانواده تأثیر می گذارد.
«احترام متقابل زن و شوهر»، «محبّت به یکدیگر»، «گذشت و بخشش»، «مسؤولیت پذیری»، «تفاهم با یکدیگر» از جمله این عوامل است که به توضیح هر یک می پردازیم.
احترام زن و شوهر به یکدیگر در سلامت روحی، افزایش محبّت و تحکیم خانواده تأثیر بسزایی دارد. دایره این احترام، شاملِ ارج نهادن به شخصیت یکدیگر، احترام به نظریات، افکار و سلیقه همدیگر شده، و تمام شؤون زندگی آنها را تحت تأثیر نیکوی خود قرار خواهد داد.
مرد باید به همسر خود احترام گذاشته، از اهانت، ناسزاگویی، سبک کردن و خُرد کردن شخصیت او بپرهیزد و هرگونه انتقادی را با رعایت احترام و ادب مطرح کرده، از فریاد زدن، ابراز خشونت و تحقیر او در نهان و آشکار خودداری کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید:
برادرم جبرئیل به من خبر می داد و همواره سفارش ن را به من می کرد، تا آنجا که گمان کردم جایز نیست شوهر به زنش «اف» بگوید، ای محمد (ص)! در مورد ن تقوای الهی پیشه کنید. با آنان مهربان باشید و رضایت خاطر آنها را فراهم کنید، تا در کنار شما باشند، آنان را بر کاری مجبور نکنید، برایشان خشم نگیرید و اموالی که به آنان داده اید- جز با رضایت و اجازه آنها- پس نگیرید.[1]
زنی که از همسر خود بی احترامی دیده و همواره مورد اهانت او قرار می گیرد، شخصیتش لطمه دیده و نشاط و شکوفایی خود را از دست می دهد و بتدریج باور می کند که نزد همسرش ارزشی ندارد و با چنین روحیه درهم شکسته ای نمی تواند فرزندان باشخصیت پرورش دهد.
حضرت یوسف علیه السلام در هیچ شرایطی ناامید نشد حتی هنگامی که توسط برادرانش در چاه فرو افتاد. ارتباط مستمر و پایدار و خالصانه با خدا، او را از قعر چاه به عزیز مصر رساند. و ناجی انسان های ناامید شد.
حضرت یوسف
آنچه مسلم است، این است که قرآن یک کتاب قصه نیست، آنچه در قالب قصص قرآن آمده به عنوان پیام ها و درس های بزرگ زندگی برای همیشه تاریخ زندگی بشر می باشد. همه سرگذشت ها، حتی سرگذشت انسان های بسیار بزرگ جهان در بستر زمان از یادها رفته و بخشی از افکار و رفتار آنان مورد نقد واقع شده و می شود. امّا زندگی بزرگانی که در قرآن ترسیم و تدوین شده، سراسر درس زندگی و اخلاق و عرفان و بندگی و بالندگی است. هر چه بر علم و دانش و تجربه بشری افزوده می شود. برداشت ها و انبساط های عمیق تر و دقیق تری بدست می آید.
داستان زیبای حضرت یوسف صدیق (علیه السلام) یکی از آنهاست. در این نوشتار تنها به بخشی از نکته های اخلاقی و تربیتی این داستان می پردازیم:
درباره این سایت